عبد الحي حبيبى
861
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
رسيدند ، همين كتاب و سنت را بمردم تلقين نمودند ، و اسلام بدون امتياز مذهب مخصوص آغاز يافت . ولى پس از تشكيل مذاهب اربعهء اهل سنت : مذاهب حنفى و شافعى و حنبلى درين سرزمين رواج يافتند ، كه ايمان را عبارت از اقرار به زبان و تصديق بقلب : از وجود خدا و فرشتگان و كتب و پيامبران و روز بازپسين و قدر نيكى و بدى از طرف خدا ( ج ) ، و بعث بعد از مرگ دانند و صفات خدا را قديم و قائم بذات او شمارند نه عين ذات . و كلام او را هم قديم و قائم خوانند نه مخلوق . و او تعالى منزه از صفات نقص و زوال و مقدر خير و شر افعال بندگانست ، و پيامبران او از گناه معصوماند ، و ديدارش در جنت براى مومنان و عذاب قبر و سوال منكر و نكير و ميزان عمل نيك و بد و جنت و دوزخ و كوثر حقست . و بارتكاب گناه كبيره كفر لازم نيايد ، و شفاعت روز بازپسين و معراج پيامبر و كرامات اولياء اللّه و فضيلت خلفاى راشدين به ترتيب خلافت ايشان و حمل مشاجرات آنها بر غرض دينى و سهو ايشان بر خطاى اجتهادى و نيز حمل نصوص قرآن و حديث بر ظاهر معنى آن و عدم خروج بر اولو الامر بيعت شده ، و قبول توبه پيش از نزع ، و دائر بودن حق در بين چهار مذهب اهل سنت ، و قطع اجتهاد بعد از سنه 400 ه از عقائد حنفيان اهل سنت است . و اركان اسلام را پنج دانند : توحيد - نماز - روزه - زكات حج . « 1 » چون ما در مباحث گذشتهء خود در همين فصل از پيدايش فقه و مكاتب فكرى آن و مخصوصا از مذاهب اهل سنت باشباع بحث راندهايم ، درينجا خوانندهء گرامى را به آن حوالت ميدهيم . اما شيعيان : كه بعد از وقايع عهد عثمانى و شهادت خليفهء سوم قوت و فراوانى يافتند ، و در جنگهايى كه حضرت على را با امويان و مخالفان روى داد ، به هزاران نفر مردند عقيده دارند كه كه نام شيعه از احاديث نبوى كه پيروان حضرت على را شيعه گفته گرفته شده و حتى
--> ( 1 ) - سراج اركان الاسلام 4 ببعد